Showing posts with label دلنوشته های من (Marin). Show all posts
Showing posts with label دلنوشته های من (Marin). Show all posts

Saturday, April 10, 2021

پرنده


پر و بالت رامی شکنند و می گویند چرا پرواز نمی کنی

مثله یک پرنده در قفس

من پرواز کردن را از یاد برده ام

من در خویشتن خویش گم شده ام




Friday, November 4, 2016

هویت گمشده

سکوتی مبهم دنیایم را فرا می گیرد
ناله ای بی آه بغضم را می شکند
صدای پای عابران را می شنوم
چه با عجله از این سو به آن سو می روند
اطرافم را که می نگرم
حس غریبی به من دست می دهد
دستانم از تو چقدر دور شده اند
رویاهایم بی تو فرو کش شده اند
نفسم در سینه حبس شده است
قلبم در پی انتظاردیدار تو چه پیر شده است
من مانده ام تنها با هویتم
که آن هم حس گمشدگی به من می دهد



بازی



گاهی بغض می کنم
گاهی می خندم
گاهی می گویم بی خیال
گاهی از درد می نالم
گاهی می گریم
آنچنان که گویی هرگز باران نخواهد ایستاد
گاهی خودم را گم می کنم
احساس می کنم دنیای ما دنیای عروسک های خیمه شب بازی است
همه بازی می کنند
اما من بازی را بلد نیستم









Sunday, August 30, 2015

اسیر


شب هایم، روزهایم

آرامشم، افکارم

ضربان قلبم

آرزوهایم

همه را  اسیر خود کرده ای

خون در رگهایم طغیان کرده است

و من ناتوان مانده ام

با سر کشی های وجودم


Displaying foto240x320_ru_love_screensavers_0085.gif





Saturday, August 29, 2015

سر نوشت




این چه سرنوشتی است که با ما بازی می کند


بعد از سالها من را با تو روبرو می کند


همون نگاه و همون چشم ها


باز دلم را از این رو به اون رو می کند


می خواهم از کنارت بگذرم و حرفی نزنم


!اما نه دلم بیشتر می خواهد بیاستم و فقط نگاهت بکنم




Displaying 12a2896622e2b142505152dzl0.gif